1
00:00:04,310 --> 00:00:05,980
‫♪ آسون نیست ♪

2
00:00:05,980 --> 00:00:08,150
‫♪ کنترلم رو از دست دادم؛ رؤیاها صدام می‌زنن ♪

3
00:00:08,150 --> 00:00:09,980
‫♪ مثل یه گوشه‌نشین ♪

4
00:00:09,980 --> 00:00:12,110
‫♪ عادت داشتم دلیلی برای نبودنم پیدا کنم ♪

5
00:00:12,280 --> 00:00:16,160
‫♪ تو تاریخ قهرمانای سقوط‌کرده‌مون رو یادم دادی ♪

6
00:00:16,160 --> 00:00:19,620
‫♪ فهمیدم یه همراهِ محکم پیدا کردم ♪

7
00:00:19,620 --> 00:00:21,700
‫♪ چون می‌ترسیدم ♪

8
00:00:21,750 --> 00:00:25,670
‫♪ تنها، توی یه غار، مثل یه سنگ ♪

9
00:00:27,630 --> 00:00:30,170
‫♪ این رقص خیلی خطرناکه ♪

10
00:00:30,210 --> 00:00:31,880
‫♪ مرموزه و ما رو عوض می‌کنه ♪

11
00:00:31,880 --> 00:00:35,840
‫♪ اما رازایی که می‌فهمیم، می‌تونن قدرت بدن به همه‌مون ♪

12
00:00:35,970 --> 00:00:37,800
‫♪ این رقص منو تکون داد، خطرناک ♪

13
00:00:37,800 --> 00:00:39,640
‫♪ خوشحالم که اومدی پیش ما ♪

14
00:00:39,640 --> 00:00:43,100
‫♪ آیا درسی که می‌گیریم، دیدمون رو عوض می‌کنه؟ ♪

15
00:00:43,100 --> 00:00:44,060
‫♪ صدامو می‌شنوی؟ ♪

16
00:00:44,060 --> 00:00:45,770
‫♪ مقصد من ♪

17
00:00:45,770 --> 00:00:47,310
‫♪ دعوت‌نامه‌مو گرفتم ♪

18
00:00:47,310 --> 00:00:49,820
‫♪ قراره درکم از واقعیت عوض بشه ♪

19
00:00:49,820 --> 00:00:51,360
‫♪ قراره واقعیت عوض بشه ♪

20
00:00:51,360 --> 00:00:53,860
‫♪ بیا، مقصد من ♪

21
00:00:53,860 --> 00:00:55,240
‫♪ اطلاعاتمو گرفتم ♪

22
00:00:55,240 --> 00:00:57,870
‫♪ قراره درکم از واقعیت عوض بشه ♪

23
00:00:57,870 --> 00:00:59,740
‫♪ قراره واقعیت عوض بشه ♪

24
00:01:09,340 --> 00:01:10,590
‫♪ برای ما بجنگ ♪

25
00:01:10,840 --> 00:01:14,380
‫♪ صداشون رو از برج‌هایی می‌شنویم که بهشون اعتماد داریم ♪

26
00:01:14,720 --> 00:01:18,640
‫♪ می‌شه رشدِ میراث رو حس کرد، پس باید بایستیم ♪

27
00:01:18,640 --> 00:01:19,970
‫♪ کنار هم، محکم ♪

28
00:01:19,970 --> 00:01:22,520
‫♪ درستش می‌کنیم، همه‌چیز رو ♪

29
00:01:22,720 --> 00:01:25,180
‫♪ بهت قدرت می‌ده که قوی باشی ♪

30
00:01:25,180 --> 00:01:26,020
‫♪ صدامو می‌شنوی؟ ♪

31
00:01:26,940 --> 00:01:32,620
‫اژدها راجا
‫خون یک پادشاه فقط با شمشیر پاک می‌شود

32
00:01:32,650 --> 00:01:35,490
‫قسمت ۱۲

33
00:01:37,400 --> 00:01:42,400
‫قسمت ۱۲: لانه اژدها

34
00:01:40,060 --> 00:01:40,390
‫کجاست؟

35
00:01:44,930 --> 00:01:46,220
‫ما مُردیم؟

36
00:01:46,930 --> 00:01:48,350
‫به نظر میاد دنیای مرده‌ها خیلی خلوت باشه.

37
00:01:48,890 --> 00:01:50,100
‫حتی وقتی مُردی هم پرحرفی.

38
00:01:50,680 --> 00:01:51,100
‫نورما،

39
00:01:51,680 --> 00:01:52,850
‫کیفیت هوای اطراف رو چک کن.

40
00:01:53,430 --> 00:01:54,640
‫کیفیت هوا خوبه.

41
00:01:57,520 --> 00:01:58,100
‫تو که...

42
00:01:58,180 --> 00:01:59,430
‫داری اکسیژن ذخیره می‌کنی.

43
00:01:59,810 --> 00:02:00,810
‫تو هم ماسک اکسیژنت رو باز کن.

44
00:02:04,020 --> 00:02:05,270
‫هوا واقعاً تازه‌ست.

45
00:02:06,770 --> 00:02:07,050
‫عجیبه.

46
00:02:07,210 --> 00:02:08,060
‫این بنای باستانی اژدها خیلی پیشرفته‌ست 
و حتی سیستم تهویه هوای خودش رو داره

47
00:02:08,060 --> 00:02:09,810
‫سال‌هاست اینجا هیچ تبادل گازی صورت نگرفته.

48
00:02:10,020 --> 00:02:11,350
‫نباید بعد از این‌همه مدت هنوز هواش تازه باشه.

49
00:02:11,680 --> 00:02:11,800
‫پس چرا...؟

50
00:02:12,310 --> 00:02:12,940
‫چن موتونگ.

51
00:02:12,930 --> 00:02:13,430
‫لو مینگفی.

52
00:02:13,520 --> 00:02:14,230
‫گزارش وضعیت بدید.

53
00:02:14,350 --> 00:02:15,100
‫چی شده؟

54
00:02:15,430 --> 00:02:16,100
‫همه‌چیز عادیه.

55
00:02:16,270 --> 00:02:17,980
‫ما باید وارد بخش داخلی شهر برنزی شده باشیم،

56
00:02:18,560 --> 00:02:20,600
‫الان هم داخل یه تونل داریم دنبال مسیر می‌گردیم.

57
00:02:20,890 --> 00:02:22,680
‫این سبک معماری مربوط به دوره کونگ‌گوئه.

58
00:02:22,770 --> 00:02:24,480
‫راهرو مستقیمه و هیچ انشعابی نداره.

59
00:02:24,470 --> 00:02:25,760
‫ساختارش مثل مقبره‌ست.

60
00:02:26,180 --> 00:02:27,810
‫به نظر من بیشتر شبیه معبد یک فرقه‌ست.

61
00:02:28,310 --> 00:02:30,020
‫اگه تا آخرش بری،
‫به یه محراب می‌رسی

62
00:02:30,020 --> 00:02:31,480
‫که باید گوشت و خون خودت رو قربانی کنی.

63
00:02:32,020 --> 00:02:33,310
‫باورکردنی نیست.

64
00:02:33,390 --> 00:02:35,850
‫باورم نمی‌شه داخلش اتاقی با فشار هوای عادی وجود داشته باشه.

65
00:02:36,520 --> 00:02:37,350
‫یه فرضیه وجود داره.

66
00:02:37,850 --> 00:02:39,850
‫وقتی یه شِنگ و آکی قبلاً وارد شده بودن،

67
00:02:40,100 --> 00:02:41,980
‫داخل شهر برنزی فقط هوای باقیمونده بوده،

68
00:02:42,100 --> 00:02:43,140
‫که قابل تنفس نبوده.

69
00:02:43,720 --> 00:02:44,930
‫اما الان کیفیت هوا عالیه،

70
00:02:45,180 --> 00:02:47,220
‫چون صاحبش به قصرش برگشته

71
00:02:47,600 --> 00:02:48,880
‫و کارکرد این بنا رو دوباره فعال کرده.

72
00:02:49,720 --> 00:02:49,960
‫صاحبش؟

73
00:02:50,810 --> 00:02:52,390
‫یعنی می‌گی اژدهاها نزدیکن؟

74
00:02:52,970 --> 00:02:53,390
‫منظور از صاحب،

75
00:02:53,850 --> 00:02:55,180
‫پادشاه اژدها، نورتونه.

76
00:02:55,560 --> 00:02:56,600
‫فقط وقتی اون برگرده،

77
00:02:56,890 --> 00:02:58,470
‫شهر می‌تونه دوباره فعال بشه.

78
00:03:00,350 --> 00:03:00,590
‫استاد،

79
00:03:01,020 --> 00:03:02,810
‫قبلاً گفتید اون توی مرحله رشد دوباره‌ست، درسته؟

80
00:03:03,020 --> 00:03:04,190
‫نباید انقدر راحت بیدار بشه.

81
00:03:04,180 --> 00:03:06,680
‫از نظر تئوری، باید زمان خیلی زیادی طول بکشه.

82
00:03:06,930 --> 00:03:07,680
‫اما شاید،

83
00:03:07,970 --> 00:03:09,140
‫ما هنوز هم دیر رسیده باشیم.

84
00:03:09,600 --> 00:03:10,340
‫واقعاً؟

85
00:03:10,930 --> 00:03:12,390
‫بمب رو کجا کار بذاریم؟

86
00:03:12,640 --> 00:03:13,560
‫اتاق خواب پادشاه اژدها؟

87
00:03:13,810 --> 00:03:15,020
‫اون امن‌ترین جاست.

88
00:03:15,520 --> 00:03:16,020
‫اما،

89
00:03:16,220 --> 00:03:17,970
‫باید قبل از انفجار برگردید.

90
00:03:18,430 --> 00:03:18,970
‫فهمیدم.

91
00:03:19,220 --> 00:03:20,180
‫چطور مسیر رو پیدا کنیم؟

92
00:03:21,020 --> 00:03:22,230
‫اول طعم آب رو امتحان کن.

93
00:03:24,270 --> 00:03:24,530
‫چی؟

94
00:03:25,060 --> 00:03:25,430
‫چی فکر می‌کنی؟

95
00:03:29,800 --> 00:03:30,470
‫آب تمیزه.

96
00:03:31,140 --> 00:03:33,770
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، شهر دوباره فعال شده.

97
00:03:34,220 --> 00:03:36,220
‫این جور محیط با آب پاک و اکسیژن،

98
00:03:36,470 --> 00:03:38,180
‫برای شکل‌گیری بدن پادشاه اژدها مناسبه.

99
00:03:38,680 --> 00:03:39,180
‫لو مینگفی،

100
00:03:39,560 --> 00:03:40,730
‫از رنگی که همراهت داری استفاده کن

101
00:03:40,890 --> 00:03:41,850
‫و توی آب بریزش.

102
00:03:42,220 --> 00:03:44,720
‫تمام آب پاک به سمت
‫اتاق خواب پادشاه اژدها جریان پیدا می‌کنه،

103
00:03:45,270 --> 00:03:47,100
‫پس مسیر رنگ رو دنبال کن.

104
00:03:47,640 --> 00:03:48,520
‫خیلی پیشرفته‌ست.

105
00:03:52,310 --> 00:03:53,190
‫این مجسمه‌ها...

106
00:03:53,560 --> 00:03:54,730
‫یه کم ترسناک نیستن؟

107
00:03:55,680 --> 00:03:56,560
‫خیلی ترسویی.

108
00:03:56,640 --> 00:03:57,850
‫از این به بعد محافظت ازت حسابی خسته‌کننده می‌شه.

109
00:04:03,970 --> 00:04:04,340
‫یه گذرگاه جدید؟

110
00:04:05,770 --> 00:04:06,940
‫مسیر زیارت انقدر طولانیه؟

111
00:04:07,310 --> 00:04:08,640
‫توی طومار بازمانده از دریای یخ،

112
00:04:09,060 --> 00:04:10,310
‫داستانی هست از این‌که چطور باستانی‌ها

113
00:04:10,560 --> 00:04:11,890
‫از یه گذرگاه مرموز رد شدن
‫و برای خدا دعا کردن.

114
00:04:12,350 --> 00:04:14,600
‫اون‌ها با یه قایق کوچیک که دورش پوست فُک پیچیده بود وارد شدن،

115
00:04:15,310 --> 00:04:17,940
‫و مجسمه برنزی خدا رو دیدن
‫که زیر آسمون نشسته بود.

116
00:04:18,720 --> 00:04:20,600
‫پنج نوع غله تقدیم کردن،

117
00:04:20,600 --> 00:04:21,800
‫دو نوع گوشت،

118
00:04:22,430 --> 00:04:24,390
‫و یه دختر باکره به اون مجسمه.

119
00:04:25,140 --> 00:04:27,060
‫اما خدا به دعاهاشون پاسخ نداد.

120
00:04:27,640 --> 00:04:30,390
‫اونا فکر کردن قربانیشون
‫مورد پسند خدا نبوده.

121
00:04:31,180 --> 00:04:32,510
‫رئیس قبیله خودکشی کرد

122
00:04:32,970 --> 00:04:36,010
‫و کل قبیله توسط آتشی
‫که از خدا آزاد شد، بلعیده شد.

123
00:04:36,140 --> 00:04:37,270
‫خوشبختانه اون دختر سالم موند.

124
00:04:37,930 --> 00:04:39,600
‫وقتی باستانی‌ها دختری رو قربانی می‌کردن،

125
00:04:39,680 --> 00:04:41,350
‫معمولاً همون‌جا روی محراب می‌کشتنش.

126
00:04:41,970 --> 00:04:43,640
‫حتی اگه خدا از این قربانی راضی هم نبود،

127
00:04:44,640 --> 00:04:45,390
‫اون دیگه راه برگشتی نداشت.

128
00:04:46,220 --> 00:04:46,590
‫این درخت...

129
00:04:47,770 --> 00:04:50,020
‫باید همون‌جایی باشه
‫که یه شِنگ و آکی بهش رسیدن.

130
00:04:50,350 --> 00:04:52,520
‫حتی می‌تونی بگی جاییه
‫که یه شِنگ و آکی مُردن.

131
00:04:54,100 --> 00:04:55,020
‫این‌جا باید خیلی خطرناک باشه.

132
00:04:55,350 --> 00:04:55,630
‫بزن بریم!

133
00:04:59,720 --> 00:05:00,800
‫آب دیگه این سمت جریان نداره.

134
00:05:01,140 --> 00:05:01,890
‫این خط پایانه.

135
00:05:02,310 --> 00:05:03,810
‫بمب رو کار بذاریم و در بریم.

136
00:05:05,140 --> 00:05:05,470
‫چی شده؟

137
00:05:15,970 --> 00:05:17,050
‫این مجسمه برنزی انگار...

138
00:05:18,270 --> 00:05:20,730
‫اگه اون آدم‌های مارصورت قبلی
‫نماینده زیردست‌ها بودن،

139
00:05:21,640 --> 00:05:22,090
‫این یکی

140
00:05:22,890 --> 00:05:24,270
‫خودِ پادشاه اژدها، نورتونه.

141
00:05:25,430 --> 00:05:25,840
‫و این‌جا

142
00:05:26,600 --> 00:05:28,100
‫باید تالار زیارت باشه.

143
00:05:29,430 --> 00:05:30,970
‫گفتم که جای درستی اومدیم.

144
00:05:31,390 --> 00:05:31,970
‫بمب رو کار بذار

145
00:05:31,970 --> 00:05:32,890
‫و برو.

146
00:05:32,970 --> 00:05:33,210
‫صبر کن.

147
00:05:34,060 --> 00:05:34,940
‫ماسک اکسیژن رو ببند.

148
00:05:36,890 --> 00:05:37,680
‫تو که...

149
00:05:37,810 --> 00:05:38,220
‫برگرد عقب.

150
00:05:40,350 --> 00:05:40,970
‫تکون نخور.

151
00:05:41,520 --> 00:05:42,520
‫خواهر ارشد.

152
00:05:50,060 --> 00:05:51,350
‫آب داره به سمت پایین می‌ریزه.

153
00:05:51,720 --> 00:05:53,050
‫حتماً یه راه تخلیه اون پایین هست.

154
00:05:53,430 --> 00:05:56,310
‫فکر نکنم پادشاه اژدها جایی زندگی کنه
‫که بقیه میان عبادتش می‌کنن.

155
00:05:56,810 --> 00:05:58,390
‫مثل این‌که یه راهب توی شبستان اصلی نمی‌مونه.

156
00:05:59,390 --> 00:06:00,970
‫مگه این‌که سلیقه خاصی داشته باشه.

157
00:06:01,350 --> 00:06:02,850
‫به این حوض عظیم نگاه کن،

158
00:06:03,140 --> 00:06:05,020
‫شاید محل خوابش باشه.

159
00:06:05,350 --> 00:06:07,020
‫همون‌طور که توی داستان زیارت گفت،

160
00:06:07,350 --> 00:06:09,600
‫پادشاه اژدها فقط وقتی ظاهر می‌شه
‫که از قربانی راضی باشه.

161
00:06:10,180 --> 00:06:13,180
‫یعنی بین اتاق خواب پادشاه اژدها
‫و این‌جا یه گذرگاه مستقیم هست.

162
00:06:13,180 --> 00:06:13,380
‫پس،

163
00:06:14,720 --> 00:06:16,340
‫خوبه، آروم باش و دنبالم بیا.

164
00:06:16,350 --> 00:06:16,470
‫چشم،

165
00:06:16,770 --> 00:06:17,800
‫خواهر ارشد. خانمِ جوان.
‫عالیجناب.

166
00:06:19,930 --> 00:06:21,260
‫- اما عالیجناب...
‫- ساکت شو!

167
00:06:24,600 --> 00:06:24,630
‫نونو،

168
00:06:25,390 --> 00:06:26,520
‫چیز جدیدی پیدا نکردی؟

169
00:06:27,180 --> 00:06:28,170
‫دید اطرافم خوب نیست.

170
00:06:28,680 --> 00:06:30,260
‫احتمالاً داریم از یه لایه آب و گاز رد می‌شیم.

171
00:06:31,180 --> 00:06:31,760
‫مواظب باش.

172
00:06:32,470 --> 00:06:33,000
‫وقتی رسیدی...

173
00:06:34,470 --> 00:06:35,260
‫- چرا داد می‌زنی؟
‫- چی شده؟

174
00:06:35,270 --> 00:06:35,980
‫- پامو ول کن!
‫- جواب بده.

175
00:06:36,100 --> 00:06:36,930
‫همین الان جواب بده.

176
00:06:37,390 --> 00:06:38,770
‫افتادیم به طبقه پایین.

177
00:06:39,770 --> 00:06:40,140
‫ولی این‌جا...

178
00:06:46,470 --> 00:06:48,010
‫انگار یه قبرستون بزرگه.

179
00:06:52,600 --> 00:06:54,560
‫یه چیز عجیب توی این استخونا هست.

180
00:06:55,060 --> 00:06:56,890
‫الان شما در اعماق دریا هستید.

181
00:06:57,220 --> 00:06:58,720
‫در دوران باستان که لباس غواصی وجود نداشته.

182
00:06:59,310 --> 00:07:00,560
‫چطور وارد این‌جا شدن

183
00:07:00,930 --> 00:07:02,510
‫و همون‌جا مُردن؟

184
00:07:02,970 --> 00:07:04,050
‫این استخونا

185
00:07:04,680 --> 00:07:06,060
‫پر از رد سوختگیه.

186
00:07:07,060 --> 00:07:07,510
‫به نظرم

187
00:07:08,720 --> 00:07:10,640
‫زنده‌زنده سوزونده شدن.

188
00:07:10,930 --> 00:07:11,890
‫این فرضیه منطقیه.

189
00:07:12,600 --> 00:07:13,470
‫اون زمان این‌جا آبی وجود نداشته.

190
00:07:14,600 --> 00:07:16,470
‫یه عده به اتاق خواب پادشاه اژدها
‫حمله کردن،

191
00:07:17,220 --> 00:07:17,750
‫و جایی که الان ازش رد می‌شید

192
00:07:18,520 --> 00:07:19,220
‫میدان نبرد اون زمانه.

193
00:07:20,720 --> 00:07:22,100
‫یه روز، دو هزار سال پیش،

194
00:07:22,760 --> 00:07:23,930
‫آبِ این‌جا کاملاً خشک شد.

195
00:07:24,560 --> 00:07:26,350
‫- سربازها به قلمرو پادشاه اژدها حمله کردن.
‫- خواهر ارشد، منو تنها نذار.

196
00:07:27,180 --> 00:07:28,470
‫درست مثل نبردی که پادشاه سیاه رو کشت،

197
00:07:28,890 --> 00:07:30,390
‫توی افسانه‌های باستانی.

198
00:07:31,060 --> 00:07:32,140
‫داخل اتاق خواب،

199
00:07:32,430 --> 00:07:33,260
‫توی آتش گیر افتادن

200
00:07:34,020 --> 00:07:35,010
‫و همشون در یک لحظه مردن.

201
00:07:35,890 --> 00:07:37,470
‫فعلاً خیال افسانه‌ها رو ول کن.

202
00:07:37,770 --> 00:07:39,060
‫می‌تونی ورودی پایین رو پیدا کنی؟

203
00:07:42,810 --> 00:07:44,350
‫خواهر ارشد، چرا این‌جوری نگام می‌کنی؟

204
00:07:44,930 --> 00:07:46,130
‫دست راستت رو بده به من.

205
00:07:48,680 --> 00:07:49,680
‫می‌خوای چی کار کنی؟

206
00:07:52,140 --> 00:07:52,670
‫تکون نخور.

207
00:07:53,220 --> 00:07:53,970
‫لبخندت

208
00:07:54,140 --> 00:07:55,520
‫یه کم تنم رو می‌لرزونه.

209
00:07:55,720 --> 00:07:57,930
‫- زمین این‌جا باید مشکلی نداشته باشه.
‫- مگه می‌خوای...؟

210
00:08:01,810 --> 00:08:03,770
‫حدس می‌زنم این کف برنزیِ ظاهراً صاف،

211
00:08:03,970 --> 00:08:05,760
‫یه ورودی دیگه‌ست که توسط ارواح زنده محافظت می‌شه.

212
00:08:06,270 --> 00:08:06,980
‫پس...

213
00:08:07,350 --> 00:08:08,430
‫پس تو از خون من

214
00:08:09,060 --> 00:08:09,640
‫برای باز کردن در استفاده کردی؟

215
00:08:10,310 --> 00:08:11,020
‫مثل این‌که حدسم درست بوده.

216
00:08:13,770 --> 00:08:14,190
‫اون چیه...؟

217
00:08:15,060 --> 00:08:15,310
‫خدای من.

218
00:08:15,720 --> 00:08:16,300
‫گرداب اژدهای آب!

219
00:08:16,890 --> 00:08:17,420
‫الان باید چی کار کنیم؟

220
00:08:19,020 --> 00:08:19,470
‫محکم منو بگیر.

221
00:08:21,810 --> 00:08:22,480
‫(قطع ارتباط)
‫ارتباط قطع شد.

222
00:08:22,770 --> 00:08:23,230
‫تماس رو از دست دادیم،

223
00:08:23,560 --> 00:08:24,690
‫و علائم حیاتشون هم قطع شده.

224
00:08:25,390 --> 00:08:26,050
‫بادِ تاریک،

225
00:08:26,350 --> 00:08:27,430
‫چشم‌های من می‌شه.

226
00:08:27,890 --> 00:08:28,800
‫شروع می‌کنیم، بادِ برّان.

227
00:08:29,220 --> 00:08:31,050
‫از آسمان و زمین عبور کن،

228
00:08:31,180 --> 00:08:32,560
‫و لرزشِ همه‌چیز رو بازگردون.

229
00:08:33,060 --> 00:08:33,590
‫حرکت کن،

230
00:08:34,350 --> 00:08:35,130
‫مارِ خلأ.

231
00:08:39,140 --> 00:08:39,810
‫نونو؟

232
00:08:41,810 --> 00:08:41,970
‫این چیه؟

233
00:08:42,640 --> 00:08:43,510
‫سرسره‌ی آبیه؟

234
00:08:46,880 --> 00:08:49,390
‫دانشگاه کاسل / ابررایانه پشتیبان انسان‌ها

235
00:08:47,100 --> 00:08:48,800
‫(نورما لوینز – شخصیت رزمی EVA)

236
00:08:54,100 --> 00:08:54,260
‫به نظر میاد

237
00:08:55,220 --> 00:08:56,260
‫سالم فرود اومدیم.

238
00:08:57,220 --> 00:08:57,590
‫ولی انگار

239
00:09:00,850 --> 00:09:02,180
‫با چیزی که تصور می‌کردیم فرق داره.

240
00:09:04,180 --> 00:09:04,670
‫پس ما...

241
00:09:05,520 --> 00:09:05,680
‫اول بریم پایین.

242
00:09:10,060 --> 00:09:11,770
‫به نظر میاد تمرینات پایه‌ت کافی نبوده.

243
00:09:12,270 --> 00:09:13,190
‫دست‌کمم نگیر.

244
00:09:13,640 --> 00:09:14,760
‫هیچ‌کدوم از تمرینام کافی نبوده.

245
00:09:16,810 --> 00:09:17,720
‫چه خونه‌ی داغونی.

246
00:09:18,560 --> 00:09:19,890
‫نکنه پادشاه اژدها خیلی فقیره؟

247
00:09:20,430 --> 00:09:21,970
‫بریم تو می‌فهمیم

248
00:09:22,270 --> 00:09:23,520
‫اتاق خواب پادشاه اژدها هست یا نه.

249
00:09:24,770 --> 00:09:25,600
‫چرا اول در نمی‌زنی؟

250
00:09:27,020 --> 00:09:27,550
‫نگران نباش.

251
00:09:28,310 --> 00:09:29,100
‫اینجا هیچی نیست.

252
00:09:31,140 --> 00:09:31,550
‫واقعاً.

253
00:09:32,810 --> 00:09:34,440
‫فقط یه خونه‌ی معمولیه.

254
00:09:35,270 --> 00:09:36,770
‫این دو تا چراغ روغنی هنوز روشنن.

255
00:09:37,520 --> 00:09:39,100
‫مگه می‌شه بعد هزاران سال هنوز روشن باشن؟

256
00:09:39,520 --> 00:09:41,440
‫حتماً به یه مخزن روغن وصلن،

257
00:09:41,770 --> 00:09:43,060
‫برای همین این‌همه مدت سوختن.

258
00:09:43,470 --> 00:09:44,800
‫می‌تونیم از نورما بپرسیم...

259
00:09:46,010 --> 00:09:46,430
‫چی شده؟

260
00:09:47,180 --> 00:09:47,420
‫عجیبه.

261
00:09:47,600 --> 00:09:49,140
‫وقتی اومدیم پایین، کابل ایمنی قطع شده.

262
00:09:49,890 --> 00:09:50,260
‫اشکالی نداره.

263
00:09:50,970 --> 00:09:52,260
‫حتماً هنوز طبقه بالاست.

264
00:09:52,970 --> 00:09:54,640
‫بعداً با خونت دوباره ورودی رو باز می‌کنیم.

265
00:09:54,680 --> 00:09:56,060
‫موقع خروج، وصلش می‌کنیم.

266
00:09:56,640 --> 00:09:57,600
‫دوباره؟

267
00:09:57,810 --> 00:09:58,550
‫خیلی درد داره‌ها.

268
00:09:59,270 --> 00:10:01,190
‫اول این اتاق رو بررسی کنیم.

269
00:10:16,560 --> 00:10:17,090
‫پروفایل‌سازی.

270
00:10:22,270 --> 00:10:22,900
‫برو اون‌جا بشین.

271
00:10:23,000 --> 00:10:23,410
‫زود باش!

272
00:10:24,020 --> 00:10:24,810
‫الان داری چی کار می‌کنی؟

273
00:10:25,390 --> 00:10:26,430
‫باید یه پروفایل بسازم.

274
00:10:28,100 --> 00:10:28,340
‫خواهر ارشد،

275
00:10:29,270 --> 00:10:31,560
‫پروفایل یعنی چی گفتی؟

276
00:10:32,000 --> 00:10:32,360
‫چی...؟

277
00:10:33,180 --> 00:10:33,550
‫پروفایل

278
00:10:33,850 --> 00:10:36,480
‫یه روش رایج توی روان‌شناسی جناییه.

279
00:10:36,720 --> 00:10:39,050
‫با جمع کردن شواهد
‫و تحلیل ذهنیت مظنون،

280
00:10:39,140 --> 00:10:40,890
‫می‌شه اطلاعاتش رو بازسازی کرد.

281
00:10:41,520 --> 00:10:41,890
‫پس،

282
00:10:42,640 --> 00:10:43,170
‫هیچ صدایی درنیار.

283
00:10:44,180 --> 00:10:44,760
‫بذار فکر کنم.

284
00:10:48,010 --> 00:10:49,720
‫اگه یه چیزای عجیبی گفتم،

285
00:10:50,350 --> 00:10:50,630
‫تعجب نکن.

286
00:10:51,850 --> 00:10:52,640
‫وسط حرفم نپر.

287
00:10:53,720 --> 00:10:54,000
‫و

288
00:10:55,560 --> 00:10:56,140
‫ازم محافظت کن.

289
00:10:57,640 --> 00:10:58,130
‫محافظت؟

290
00:10:58,970 --> 00:11:00,430
‫خواهر ارشد خطری حس کرده؟

291
00:11:00,810 --> 00:11:01,810
‫چرا هیچی نمی‌گی؟

292
00:11:02,810 --> 00:11:03,690
‫یکم خسته‌ام.

293
00:11:04,310 --> 00:11:04,720
‫هر بار که

294
00:11:05,970 --> 00:11:07,340
‫برادرم می‌رفت جای دوری،

295
00:11:08,520 --> 00:11:09,390
‫همیشه نگرانش می‌شدم.

296
00:11:12,020 --> 00:11:16,600
‫نکنه خواهر ارشد داره صحنه‌ای رو تقلید می‌کنه
‫که اون دو نفر این‌جا نشسته بودن و حرف می‌زدن؟

297
00:11:17,640 --> 00:11:18,890
‫چیزی برای نگرانی نیست.

298
00:11:20,390 --> 00:11:21,670
‫فقط از مسیر خسته شدم.

299
00:11:24,430 --> 00:11:26,310
‫مگه چی می‌تونه به من آسیب بزنه؟

300
00:11:26,930 --> 00:11:27,300
‫تازه،

301
00:11:27,890 --> 00:11:29,640
‫ما این‌قدر از زادگاهمون دور افتادیم.

302
00:11:30,970 --> 00:11:31,550
‫ولی تو

303
00:11:32,720 --> 00:11:34,300
‫حتماً باید برگردی زادگاهمون.

304
00:11:35,890 --> 00:11:36,420
‫امیدوارم

305
00:11:37,350 --> 00:11:38,340
‫بتونم اون روز رو ببینم

306
00:11:39,600 --> 00:11:40,980
‫و با هم برگردیم.

307
00:11:55,710 --> 00:11:56,240
‫ممنونم.

308
00:11:57,180 --> 00:11:57,670
‫برادر.

309
00:11:59,430 --> 00:11:59,850
‫نزدیکم نیا.

310
00:12:03,850 --> 00:12:04,390
‫خواهر ارشد!

311
00:12:05,350 --> 00:12:05,970
‫دو تا پسر

312
00:12:06,430 --> 00:12:06,960
‫اینجا زندگی می‌کردن.

313
00:12:07,770 --> 00:12:08,600
‫باید برادر بوده باشن.

314
00:12:09,770 --> 00:12:10,690
‫برادر کوچیکه خیلی ساکت بوده

315
00:12:10,680 --> 00:12:11,340
‫و لَنگ هم بوده.

316
00:12:12,640 --> 00:12:14,470
‫همیشه مشغول ساختن چیزای مختلف بوده.

317
00:12:16,770 --> 00:12:18,060
‫برادر بزرگه همیشه مراقبش بوده.

318
00:12:19,930 --> 00:12:21,430
‫هر روز وقت زیادی رو

319
00:12:21,470 --> 00:12:22,340
‫توی همین اتاق می‌گذروندن.

320
00:12:23,430 --> 00:12:24,010
‫برادر کوچیکه تمرین خوشنویسی می‌کرد،

321
00:12:24,970 --> 00:12:25,460
‫و برادر بزرگه بهش یاد می‌داد.

322
00:12:26,930 --> 00:12:28,510
‫زمستونا منقل رو روشن می‌کردن،

323
00:12:29,180 --> 00:12:29,710
‫و کنار هم گرم می‌شدن.

324
00:12:31,770 --> 00:12:32,760
‫برادر بزرگه خیلی برادر کوچیکه رو دوست داشته،

325
00:12:34,180 --> 00:12:34,800
‫اما باهاش خیلی هم سخت‌گیر بوده.

326
00:12:36,770 --> 00:12:37,690
‫اون تنها بوده.

327
00:12:39,310 --> 00:12:39,890
‫وقت غروب،

328
00:12:40,640 --> 00:12:41,340
‫به دوردست خیره می‌شده،

329
00:12:43,270 --> 00:12:43,850
‫و برای مدت طولانی حرف نمی‌زده.

330
00:12:45,060 --> 00:12:45,470
‫مطمئنم...

331
00:12:46,600 --> 00:12:46,880
‫اینجا

332
00:12:47,600 --> 00:12:49,140
‫اتاق‌خواب پادشاه اژدهای نورتونه.

333
00:12:51,350 --> 00:12:52,520
‫باورنکردنیه، خواهر ارشد.

334
00:12:52,970 --> 00:12:54,350
‫انگار توانایی ذهن‌خوانی داری.

335
00:12:55,140 --> 00:12:56,390
‫من نتونستم یانلینگ رو پرورش بدم،

336
00:12:56,720 --> 00:12:57,890
‫ولی توی پروفایل‌سازی قوی‌ام.

337
00:12:58,600 --> 00:13:00,390
‫شاید به‌خاطر خط خونی باشه
‫که این توانایی رو تقویت می‌کنه،

338
00:13:00,770 --> 00:13:02,230
‫برای همین نتیجه پروفایل‌هام همیشه درسته.

339
00:13:03,220 --> 00:13:04,470
‫راستش همون اولین باری که دیدمت،

340
00:13:04,850 --> 00:13:06,060
‫ازت یه پروفایل ساختم.

341
00:13:06,770 --> 00:13:08,400
‫شرایط کلی‌ات رو هم فهمیدم.

342
00:13:09,140 --> 00:13:11,350
‫اون موقع که تو مرکز محاسبات کتابخونه
‫نقشه رو حل کردی،

343
00:13:11,350 --> 00:13:12,560
‫و همه برات دست زدن،

344
00:13:12,930 --> 00:13:15,260
‫فکر کردی من با رتبه S ـت مشکل دارم.

345
00:13:15,560 --> 00:13:16,020
‫درسته؟

346
00:13:17,930 --> 00:13:19,180
‫چون به‌طور غریزی حس می‌کردم

347
00:13:19,810 --> 00:13:21,270
‫جذب کردن تو یه اشتباهه.

348
00:13:21,850 --> 00:13:23,060
‫که آخرش قراره ناراحتت کنه.

349
00:13:24,140 --> 00:13:26,640
‫برای همین اولش نمی‌خواستم
‫تو این دانشگاه حال و روز خوبی داشته باشی.

350
00:13:27,220 --> 00:13:29,140
‫منتظر بودم انصراف بدی
‫و برگردی کشورت.

351
00:13:30,140 --> 00:13:31,520
‫ولی تو اصرار کردی بمونی.

352
00:13:31,930 --> 00:13:33,220
‫بعدش هم آوردمت توی گروهم.

353
00:13:33,770 --> 00:13:35,520
‫ولی هر چی که بشه، من ازت محافظت می‌کنم.

354
00:13:36,060 --> 00:13:37,060
‫چون این ماجرا

355
00:13:37,350 --> 00:13:38,480
‫با من شروع شد.

356
00:13:40,020 --> 00:13:41,520
‫اگه محاسبات خواهر ارشد درست باشه،

357
00:13:41,890 --> 00:13:44,140
‫این پیش‌بینی خیلی ترسناکی برای منه.

358
00:13:45,100 --> 00:13:47,270
‫به هر حال، بهتره

359
00:13:47,390 --> 00:13:48,470
‫بمب رو همین‌جا بذاریم.

360
00:13:48,810 --> 00:13:49,600
‫اکسیژن

361
00:13:49,640 --> 00:13:50,470
‫زیادی برامون نمونده.

362
00:13:50,970 --> 00:13:51,330
‫باشه.

363
00:13:52,470 --> 00:13:54,180
‫۳۰ دقیقه طول کشید تا بیایم پایین.

364
00:13:54,890 --> 00:13:56,850
‫ولی اگه از طناب راهنما برگردیم،

365
00:13:56,970 --> 00:13:57,930
‫۱۵ دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

366
00:13:58,430 --> 00:14:00,220
‫با ده دقیقه شناوری هم،

367
00:14:00,470 --> 00:14:02,390
‫هنوز ۲۰ دقیقه وقت داریم
‫تا برسیم به کشتی.

368
00:14:03,180 --> 00:14:04,930
‫زمان انفجار رو بذاریم روی ۴۵ دقیقه.

369
00:14:05,520 --> 00:14:06,270
‫این‌قدر ریلکس؟

370
00:14:06,640 --> 00:14:06,880
‫نگران نباش.

371
00:14:07,390 --> 00:14:07,880
‫درسته.

372
00:14:08,890 --> 00:14:09,350
‫داری چی کار می‌کنی؟

373
00:14:09,770 --> 00:14:10,810
‫سوغاتی.

374
00:14:12,170 --> 00:14:12,490
‫چی شده؟

375
00:14:13,350 --> 00:14:14,930
‫این با چیزی که قبلاً فکر می‌کردم فرق داره.

376
00:14:15,770 --> 00:14:17,400
‫اون پایین هیچ لوله‌ی روغنی وجود نداره.

377
00:14:18,180 --> 00:14:19,210
‫پس کی به‌تازگی به این چراغ‌ها روغن اضافه کرده؟

378
00:14:21,810 --> 00:14:23,800
‫نکنه پادشاه اژدها کارگر ساعتی استخدام کرده؟

379
00:14:30,100 --> 00:14:31,180
‫واقعاً یه پادشاه اژدها وجود داره.

380
00:14:32,140 --> 00:14:32,970
‫برو سمت چرخ آب.

381
00:14:33,180 --> 00:14:33,510
‫با همون،

382
00:14:33,810 --> 00:14:34,850
‫می‌تونی به بالا دست بزنی.

383
00:14:43,310 --> 00:14:44,840
‫هیچ طناب راهنمایی نیست.

384
00:14:45,560 --> 00:14:46,520
‫طناب راهنما نیست.

385
00:14:47,140 --> 00:14:48,310
‫با سرعت فعلی آب این‌جا،

386
00:14:48,720 --> 00:14:50,140
‫فکر نکنم آب تونسته باشه طناب رو ببره.

387
00:14:50,930 --> 00:14:52,180
‫یعنی یکی برداشته‌اش.

388
00:14:52,310 --> 00:14:53,260
‫بعید می‌دونم.

389
00:14:53,810 --> 00:14:55,310
‫یعنی پادشاه اژدها دزده؟

390
00:14:55,470 --> 00:14:56,640
‫فشار آب داره کم می‌شه.

391
00:14:57,100 --> 00:14:58,640
‫یه اتفاقی داره می‌افته.

392
00:14:59,430 --> 00:15:00,390
‫چی می‌تونه باشه؟

393
00:15:04,640 --> 00:15:05,930
‫شهر برنزی داره فعال می‌شه.

394
00:15:06,060 --> 00:15:06,890
‫یکی راه‌اندازیش کرده.

395
00:15:07,310 --> 00:15:07,680
‫سطح آب داره پایین میاد.

396
00:15:08,220 --> 00:15:09,850
‫یعنی آب از یه جای دیگه نشت کرده.

397
00:15:10,350 --> 00:15:10,680
‫این باعث ایجاد نیروی محرکه می‌شه

398
00:15:11,100 --> 00:15:12,100
‫که شهر برنزی رو به حرکت درمیاره.

399
00:15:13,140 --> 00:15:14,060
‫این خودتخریبیه.

400
00:15:14,120 --> 00:15:14,440
‫چی؟

401
00:15:15,100 --> 00:15:15,680
‫بریم پایین.

402
00:15:15,680 --> 00:15:15,930
‫زود باش!

403
00:15:16,430 --> 00:15:17,180
‫از خونت استفاده کن.

404
00:15:22,060 --> 00:15:22,810
‫این‌جا هم داره فرو می‌ریزه.

405
00:15:23,220 --> 00:15:24,010
‫بریم دنبال یه مسیر دیگه.

406
00:15:24,680 --> 00:15:25,010
‫فرقی نمی‌کنه.

407
00:15:26,310 --> 00:15:28,810
‫دقیقاً همون وضعیتی شده
‫که اون موقع برای یه‌شِنگ و آکی پیش اومد.

408
00:15:29,470 --> 00:15:29,670
‫یعنی چی؟

409
00:15:30,310 --> 00:15:31,020
‫اگه دقیقاً همونه،

410
00:15:31,890 --> 00:15:32,260
‫پس خروجی

411
00:15:33,350 --> 00:15:34,430
‫باید همون باشه.

412
00:15:35,640 --> 00:15:36,060
‫بی‌خیال.

413
00:15:36,270 --> 00:15:36,480
‫بریم!

414
00:15:40,520 --> 00:15:40,640
‫پیداش کردم.

415
00:15:42,930 --> 00:15:44,470
‫حواست به سوپاپ آب‌بندی روی مچت باشه.

416
00:15:44,890 --> 00:15:45,560
‫دستکشت خراب شده.

417
00:15:45,970 --> 00:15:46,970
‫اگه این سوپاپ دوباره خراب بشه،

418
00:15:47,060 --> 00:15:47,890
‫اکسیژن نشت می‌کنه.

419
00:15:47,970 --> 00:15:48,970
‫دیگه شانسی برای رسیدن به قایق نداری.

420
00:15:49,140 --> 00:15:49,770
‫فهمیدی؟

421
00:15:52,100 --> 00:15:52,430
‫چی شده؟

422
00:15:53,720 --> 00:15:55,800
‫شاید واقعاً نباید می‌ذاشتم بیای پایین.

423
00:15:56,350 --> 00:15:57,520
‫فکر می‌کردم وقتی من هستم،

424
00:15:57,600 --> 00:15:58,390
‫برات اتفاقی نمی‌افته.

425
00:15:59,850 --> 00:16:01,100
‫من نمی‌تونم بمیرم.

426
00:16:01,470 --> 00:16:02,850
‫وقتی از قایق پیاده شدیم، پروفسور مانین

427
00:16:02,850 --> 00:16:04,480
‫یه پاکت بهم داد
‫و گفت وصیت‌نامه بنویسیم.

428
00:16:04,930 --> 00:16:06,430
‫راستش من هیچی ننوشتم

429
00:16:06,770 --> 00:16:08,190
‫و یواشکی یه کاغذ سفید انداختم توش.

430
00:16:08,600 --> 00:16:08,680
‫برای همین...

431
00:16:09,140 --> 00:16:09,850
‫منم ننوشتم.

432
00:16:10,680 --> 00:16:11,640
‫چیزی نبود که بخوام بنویسم.

433
00:16:11,930 --> 00:16:12,680
‫برای همین هم ننوشتم.

434
00:16:14,430 --> 00:16:14,890
‫خب،

435
00:16:15,680 --> 00:16:16,010
‫سزار...

436
00:16:16,770 --> 00:16:18,020
‫اگه نتونم برگردم،

437
00:16:18,470 --> 00:16:19,300
‫بهتره منو فراموش کنه.

438
00:16:20,390 --> 00:16:21,770
‫خیلی‌ها هستن که به‌جای من دوستش داشته باشن.

439
00:16:22,390 --> 00:16:23,720
‫آخرین چیزی که نگرانش باشم، اونه.

440
00:16:27,810 --> 00:16:29,770
‫الان در رو باز کن، رتبه S.

441
00:16:31,390 --> 00:16:32,720
‫انگار اسم خارجی‌ام

442
00:16:33,020 --> 00:16:34,230
‫قراره از این به بعد علی‌بابا بشه.

443
00:16:34,810 --> 00:16:35,260
‫در رو باز کن،

444
00:16:35,260 --> 00:16:36,770
‫کنجد!

445
00:16:37,180 --> 00:16:38,720
‫۱۵ دقیقه گذشته.

446
00:16:39,100 --> 00:16:41,270
‫شانس زنده‌موندنشون زیاد نیست.

447
00:16:41,270 --> 00:16:41,390
‫نه.

448
00:16:42,140 --> 00:16:43,600
‫باید همین الان تیم دوم رو بفرستیم شیرجه.

449
00:16:44,100 --> 00:16:44,850
‫اگه هم‌تیمی غواصی نباشه،

450
00:16:45,060 --> 00:16:45,430
‫خودم تنها می‌رم.

451
00:16:46,180 --> 00:16:46,630
‫اکسیژنِ اونا

452
00:16:47,180 --> 00:16:48,510
‫حداقل یه ساعت و نیم دووم میاره.

453
00:16:48,760 --> 00:16:51,470
‫قلمرو «مار خلأ» من
‫از یه‌شِنگ بزرگ‌تره.

454
00:16:51,890 --> 00:16:53,060
‫می‌تونه مستقیم به کف آب برسه.

455
00:16:53,510 --> 00:16:55,010
‫اون پایین تغییرات شدیده،

456
00:16:55,470 --> 00:16:57,220
‫تو هم حسش کردی، درسته؟

457
00:16:58,890 --> 00:17:00,590
‫من نمی‌تونم تشخیص بدم اون پایین چه خبره.

458
00:17:01,350 --> 00:17:03,130
‫اما ممکنه پادشاه اژدها بیدار شده باشه.

459
00:17:04,220 --> 00:17:05,800
‫یادت باشه، ما اینجاییم

460
00:17:06,060 --> 00:17:07,640
‫تا پادشاه اژدها رو بکشیم.

461
00:17:08,470 --> 00:17:09,640
‫پس الان،

462
00:17:10,060 --> 00:17:10,970
‫تو حق شیرجه زدن نداری.

463
00:17:13,600 --> 00:17:14,980
‫اگه هنوز زنده باشن،

464
00:17:15,600 --> 00:17:17,680
‫اکسیژن به اندازه‌ای دارن
‫که یه ساعت و نیم نگهشون داره.

465
00:17:18,770 --> 00:17:19,300
‫بعد از یه ساعت،

466
00:17:20,560 --> 00:17:22,270
‫می‌تونی بری پایین و نجاتشون بدی.

467
00:17:33,640 --> 00:17:33,970
‫بگیرم!

468
00:17:38,390 --> 00:17:38,510
‫خواهر ارشد،

469
00:17:38,510 --> 00:17:39,550
‫چرا تو نمیای؟

470
00:17:40,310 --> 00:17:41,190
‫یه نگاه به اطراف بنداز.

471
00:17:44,930 --> 00:17:45,720
‫فکر کنم گم شدیم.

472
00:17:46,930 --> 00:17:48,060
‫اگه طناب راهنما هنوز بود،

473
00:17:48,390 --> 00:17:49,930
‫می‌تونستیم با نورما تماس بگیریم
‫و نقشه رو پیدا کنیم.

474
00:17:50,600 --> 00:17:52,880
‫ولی حالا، مگر این‌که یه معجزه رخ بده.
‫وگرنه...

475
00:17:54,770 --> 00:17:55,310
‫معجزه.

476
00:17:56,770 --> 00:17:57,140
‫نقشه.

477
00:17:59,140 --> 00:18:01,180
‫اگه فقط بتونی یکی از چیت‌ها رو انتخاب کنی...

478
00:18:01,220 --> 00:18:02,300
‫دیوار گوسفند سیاه.

479
00:18:02,850 --> 00:18:04,140
‫همه نقشه‌ها رو باز کن.

480
00:18:07,470 --> 00:18:09,890
‫دیوار گوسفند سیاه.

481
00:18:10,680 --> 00:18:12,760
‫آره. همونه.

482
00:18:13,430 --> 00:18:13,760
‫کمک بخواه.

483
00:18:14,600 --> 00:18:16,100
‫از کل دنیا کمک بخواه.

484
00:18:16,850 --> 00:18:17,890
‫همین که فریاد بزنی،

485
00:18:18,680 --> 00:18:20,180
‫همیشه هزاران نیرو هستن.

486
00:18:21,020 --> 00:18:21,390
‫برادر.

487
00:18:24,180 --> 00:18:24,970
‫لو مینگفی.

488
00:18:25,140 --> 00:18:26,350
‫برادر بازنده، لطفاً جواب بده.

489
00:18:26,680 --> 00:18:29,760
‫اینجا برادر بازندهٔ خودته،
‫دویست‌وچهاردهمین تماسِ فینگره.

490
00:18:30,100 --> 00:18:31,180
‫صدای منو داری؟

491
00:18:32,180 --> 00:18:33,510
‫واقعاً جواب داد؟

492
00:18:34,270 --> 00:18:35,400
‫فینگر، تندتر!

493
00:18:35,680 --> 00:18:37,060
‫نزدیکه بمیریم.

494
00:18:37,430 --> 00:18:38,260
‫نقشه رو برام چک کن،

495
00:18:38,600 --> 00:18:40,520
‫نقشهٔ شهر برنزی رو.

496
00:18:40,970 --> 00:18:42,210
‫زود باش!

497
00:18:42,210 --> 00:18:44,210
‫

498
00:18:46,100 --> 00:18:52,980
‫♪ جهانِ شهرهای کوچکِ جنوب را به یاد می‌آورم ♪

499
00:18:54,780 --> 00:18:59,990
‫♪هرگز بادی چنین خشن نشنیده بودم♪

500
00:19:03,330 --> 00:19:10,250
‫♪جنگ، نور را می‌کشد و با خاک دفن می‌کند♪

501
00:19:10,710 --> 00:19:17,090
‫♪از آن روز، آسمانِ پرستاره شکست
‫و نامش شد «شبِ جاودان»♪

502
00:19:17,760 --> 00:19:23,180
‫♪زخم‌های سربازان هرگز نمی‌میرند♪

503
00:19:23,470 --> 00:19:26,680
‫♪و روح‌ها
‫از «شب جاودان» هم سردترند♪

504
00:19:26,810 --> 00:19:31,690
‫♪فراموش کردم ترسو باشم
‫و هرگز نایستادم♪

505
00:19:31,980 --> 00:19:34,860
‫♪تسلی را هم
‫از یاد بردم♪

506
00:19:34,940 --> 00:19:40,030
‫♪پولکِ وارونه را شکستم
‫و دلتنگی را بریدم♪

507
00:19:40,320 --> 00:19:43,740
‫♪جوانان،
‫سرانجام شمشیر به دست می‌گیرند♪

508
00:19:43,820 --> 00:19:46,330
‫♪شادی و اندوه♪

509
00:19:46,540 --> 00:19:48,750
‫♪در هم می‌تنند
‫و بازمی‌گردند♪

510
00:19:48,950 --> 00:19:52,250
‫♪اما
‫به لکه‌ای از نور می‌رسند♪

511
00:19:54,580 --> 00:19:58,090
‫♪در ژرفای دریا♪

